خرید بک لینک
روزا شده مثل یه دایره میچرخه و میچرخه میچرخم دور این دایره اجباری و داد نمیزنم سرم رو میگیرم توی دوتا دستم و موهامو میکشم روی تن و بدنم خسته ام چقدر نفرتم رو قورت بدم و نفس نکشم دلم برای خودم تنگ شده دلم میخواست الان خودم بودم و یه زندگی که خودم ساخته بودمش یه خونه درختی بود که یه عالمه پله داشت هیچکس دستش بهم نمیرسید به خدا نزدیک میشدم نزدیک ابرا بودم شانتیم بود یه گربه داشتم چاقالو و لوس دوسم داشت دوسش داشتم هییییییییی..... خدایا دارم میپوسم خودم میفهمم که چقدر درب و داغون و تنهام خودت میدونی جز تو هیشکی رو ندارم درکم کن یکم منتظر روزای خوبتم....!

برچسب: برباد,رفته, نویسنده: مریم رجبی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:30

تاریکخونه درست کردم

یه دل دارم که اسمش دیگه دل نیست

یه خرابه درب و داغونه

که صدام به تهش هم حتی نمیرسه

هرچی داد میزنم صدام برمیگرده به خودم

هوای گریه بدی دارم...

خدایا نگام کن

برچسب: ابرهای,ابری, نویسنده: مریم رجبی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:30

ماه میهمانی خدا مبارک...

خدای مهربونم کمکم کن خودت میدونی چی میگم....

برچسب: خالی, نویسنده: مریم رجبی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:30

میخوام برم

یه جای دور

شاید برای همیشه...

برچسب: خاک, نویسنده: مریم رجبی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:30

صفحه بندی